گشتی برای ارشاد در جمهوری خودمختار شاهین نجفی

Friday, May 11, 2012


نقدی بر نقد «نقی»
ادبیات و هنر هیچ تعهدی به کسی یا مفهومی جز خود ندارند.* جهانِ داستان، رمان، شعر، موسیقی و... برساختۀ قواعدی فرا‌تر از قواعد سطحی زندگی معمولی است.
ادبیات و هنر برای ورود به اتاق خواب هیچ شخصیتی نیازی به در زدن و اجازه گرفتن ندارند. این، پیش پاافتاده‌ترین و بدیهی‌ترین تعریف ذاتی هنر و ادبیات است.

هالۀ نور ۲۰۰ واتی
در جهان ادبیات و هنر، پشت سر هیچ شخصیتی لامپ ۲۰۰ وات روشن نیست. لامپ ۲۰۰ وات، مختص نقاشی چهرۀ پیامبران در کتاب‌های درسی کودکان است. ادبیات و هنر تنها زمانی به ذات واقعی خود نزدیک می‌شوند که مغلوب تشعشعات هیچ یک از این لامپ‌های ۲۰۰ وات و تقدس‌های قراردادی یا آسمانی مذاهب نشوند

در جهان ادبیات، تنها یک قاعده وجود دارد و آن هم شورش علیه تمامی قواعد است

در گذشته نگاه‌های کلیشه‌ای و بسیار نخ‌نما، ادبیات و هنر، را متعهد به انجام مأموریت‌های معنوی و محتوایی مشخصی می‌دانست ولی اکنون سال‌هاست که جدال جزم‌اندیشان و پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری به نتیجۀ مشخصی برای اهل فن رسیده و خودمختاری جمهوری ادبیات و هنر به رسمیت شناخته می‌شود

ادبیات و هنر هیچ نسبتی با تعهدهای مبتذلی از این دست ندارند. فرا‌تر از این باید گفت یک اثر تنها زمانی وارد حوزۀ ادبیات یا هنر می‌شود که خالق آن بتواند حتی علیه قواعد پیشین ژانرِ خود هم شورش کند. به عبارتی، برای اینکه یک شاعر بزرگی باشید، کار شما نجات دادن شعر از دست شعر و برای اینکه یک موسیقی‌دان بزرگ باشید، کار شما نجات دادن موسیقی از دست موسیقی است؛ این قاعده چیزی نیست جز، الفبای خلق اثر در تمامی ژانر‌ها از جمله سینما، تئا‌تر، نقاشی و.... 

شاهین نجفی در ۳۰ دقیقه، صریح، شفاف و بی‌تعارف


 «نقی» مقاله نیست؛ ترانه است
ساحت ادبیات و هنر با ساحت‌های نوشتاری و ساختاری دیگر ژانر‌ها از جمله روزنامه‌نگاری هیچ نسبتی ندارند؛ نیز دایرۀ تأویل و قرائت معنای متن هم در جهان ادبیات، هیچ ارتباطی به جهانِ تک بعدی ژورنالیسم ندارد

کار روزنامه‌نگاری، توضیح معنا و رویداد است و کار ادبیات به تأخیر و غیاب افکندن معنا

کار روزنامه‌نگاری ساده‌سازی، شفاف‌سازی، رمزگشایی و تبیین است، کار ادبیات، رمزگذاری، معناگریزی، ساختارشکنی و تبعید مخاطب به دهلیزهای دورِ فرامتن

اکنون در مورد ترانۀ «نقی» اثر شاهین نجفی (خواننده و شاعر) آنچه رخ داده خلط دو جهان متفاوت است که هیچ کدام از قواعد دیگری پیروی نمی‌کنند

ترانۀ «نقی» مقاله، گزارش، تحلیل یا یاداشت سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی نیست. ترانه است؛ گونه‌ای از شعر است که در سبک خاصی سروده و خوانده شده. تنها می‌توان آن را در چارچوب ادبیات و نقد ادبی تحلیل کرد و توضیح داد.

گشت ارشاد لابه‌لای سطرهای «نقی»
حتی در نقد روان‌شناختی، جامعه‌شناختی یا سیاسی یک اثر هم، اگرچه منتقد از نقد فنی به نقد محتوایی نزدیک می‌شود، اما نمی‌تواند یک‌باره ابزار نقد خود را از نقطۀ عزیمت خویش وام بگیرد. نهایتا همه در زمین ادبیات بازی می‌کنند؛ حتی فلسفه

نظام ارزشی منتقدی که از منظرگاه‌های دیگری چون روان‌شناسی یا جامعه‌شناسی به نقد اثر می‌پردازد بر پارادایم‌های (سنت نظری غالب) نقطۀ عزیمتش استوار است

پارادایم‌های چنین علومی، نظام ارزش‌مداری از اخلاق، سنت، عرف و ایدئولوژی‌های شناخته شده‌ای هستند که برای سنجش قد و قوارۀ یک اثر ادبی یا هنری توانایی و صلاحیت کافی را ندارند.

یگانه مسیر نقد ادبی و هنری، از منظرگاه هر دانشی، علم هرمنوتیک است و لاغیر؛ علمی که اگر چه در ایران قدیم با نام «پازند»، نمونۀ کلاسیکی از تأویل متن (اوستا) را تجربه کرد؛ اما بعد‌ها نزد اشلایرماخر حیات مدرن خود را با طرح تردیدهای جدی در مورد انجیل بنیان گذاشت

به این ترتیب منتقدان ارزشیِ یک اثر، وقتی در چهارراه‌های متن می‌ایستند و تابلوی ایست دستشان می‌گیرند، یعنی که خود را به مأموریت مضحکی شبیه مأموریت گشت ارشاد در شهر تهران اعزام کرده‌اند.

ممکن است حتی متن ترانۀ شاهین نجفی، در یک نقد ساختاری یا هرمونتیکی، اثری ضعیف و سطحی شناخته شود؛ اما نقد این اثر با ابزارهای عقیم و نظام‌های ارزشی خارج از جهان ادبیات نتیجۀ قابل دفاعی نخواهد داشت.

نقد نظامیِ نقی
در جمهوری خودمختار ادبیات و هنر، بخشی از مأموریت مؤلف، شکستن‌‌همان لامپ‌های ۲۰۰ واتِ پشتِ سر شخصیت‌ها و مفاهیم تاریخی است

از قضا هنر شاهین نجفی به عنوان یک شاعر و هنرمند شورشگر، شکستن هالۀ نور ناشی از لامپ‌های ۲۰۰ واتِ پشت سر آدم‌ها و مفاهیمی است که چنان ساحت قدسی و مشعشعی یافته‌اند که نمی‌توان جرأت کرد و آن‌ها را شناخت

اکنون به خاطر تهدید به قتل شاهین نجفی و حاشیه‌هایی که پیرامون ترانۀ «نقی» شکل گرفته، داوری در مورد این اثر هم در فضاهای عمومی و عامیانه تری شکل گرفته است و ناگزیر عیارهای سنجش هم به‌‌همان اندازه عامیانه‌تر، ارزش‌مدار‌تر و صدالبته نظامی‌تر شده‌اند.

پدر، مادر، شما «نقی» دوست دارید؟
برخی استدلال می کنند که ترانۀ «نقی» را برای مادرشان گذاشته اند تا بشنود یا می گویند اگر پدر یا مادرشان این آهنگ را گوش کنند قطعا احساس انزجار خواهند کرد.

آیا مصرف کنندۀ دیگر محصولات موسیقی رپ تا کنون نسل پدران و مادران ما بوده اند که اکنون آن ها را به چنین زمینۀ (کانتکست) غریب و ناشناخته ای دعوت می کنید؟ 

والدین شما در کجای الگوی مصرف موسیقی رپ، هیپ هاپ، رپ هاپ یا... ایستاده اند؟ آیا تصوری از حلقه های مفقودۀ بینامتنی میان الگوی مصرف موسیقی نزد پدران و مادران ما با موسیقی رپ و دیگر انواع مشابه آن دارید؟ 

نخستین الفبای علم هرمنوتیک، یافتن تقاطع‌ها و تقارن های نشانه‌شناختی و معنایی میان متن‌های مختلف و کشف افق های معنایی تازه در متن است. بخشی از مسیر بازتأویل هر متن تازه‌ای و کشف پیشنهادات هر متن تازه در گرو رسیدن به همین بینامتنیت تعریف می‌شود.

سلامت عقل شاهین نجفی
تهدید به قتل شاهین نجفی، داوری در مورد شعر و تصویر مربوط به ترانۀ «نقی» اثر شاهین نجفی، اکنون به کار بسیار ساده‌ای تبدیل شده است، تخصص هم نمی‌خواهد، همین اصل کافی است: نام امام نقی کنار یک سری کلمات جنسی و ناجور آمده؛ گنبدِ حرم میان پستان  و گنبد معلق است و بر نوک آن پرچم همجنسگرایان نقش بسته!

حتی صغرا و کبرای پرسش‌های مجری تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در گفت‌و‌گو با شاهین نجفی هم نتوانست از این سطح عامیانه فرا‌تر برود

«سلامت عقل، آماری نیست.» این جملۀ کلیدی را جرج اورول می‌گوید

زمانی تمام دنیا فکر می‌کردند خورشید به دور زمین می‌چرخد و تنها یک نفر خلاف این عقیده را داشت

اکنون جهان به طرز بی‌رحمانه‌ای هر روز عامیانه‌تر می‌شود. شاید این یک روی هنر جهان مجازی و به ویژه شبکه‌های اجتماعی از جمله فیس بوک است: جایی که بزرگ‌ترین خروجی آن «اظهار نظر» است

گاهی حجم آماری «اظهار نظر»‌ها به حدی مرعوب کننده است که سلامت هر «عقل» سالمی را تهدید می‌کند

امیدوارم سلامت عقلِ شاهین نجفی مرعوب این فضا نشود و به عنوان یکی از ساکنانِ جمهوری خودمختار ادبیات و هنر، خودمختاری خود را به رسمیت بشناسد.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

قوه قضاییه زندانیان بند ۲۰۹ اوین را وادار کرد بنویسند وثیقه ندارند

Tuesday, April 17, 2012


زندانیان بند ۲۰۹ زندان اوین را وادار کرده‌اند بر خلاف واقعیت به صورت کتبی اعلام کنند برای آزادیشان وثیقه ندارند تا به این ترتیب بتوانند آن‌ها را باز هم در زندان نگاه دارند.

در یک ماه گذشته، قضات شعبه‌های بازپرسی مربوط به زندانیان بند ۲۰۹ زندان اوین، زندانیان این بند را با اعمال فشار وادار کرده‌اند خودشان به صورت کتبی بنویسند خانواده‌هایشان وثیقه‌ای برای آزادی آن‌ها ندارند تا بازپرسی به جای صدور قرار وثیقه، همچنان بتواند قرار بازداشت آن ها را تمدید کند.

از آنجا که بسیاری از زندانیان بند ۲۰۹ به صورت غیرقانونی در بازداشت به سر می‌برند و قوه قضاییه هیچ دلیل قانونی مشخصی برای بازداشت آن‌ها ندارد در اقدامی غیرقانونی‌تر از خود زندانیان می‌خواهد تا برای تمدید زمان بازداشتشان با قوه قضاییه همکاری کنند.

دادسرای ناحیه ۲۸ تهران یکی از دادسراهایی است که مسئولیت بیشتر پرونده‌های زندانیان بند ۲۰۹ زندان اوین را در اختیار دارد.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

تلاش وزارت اطلاعات برای ورود به شبکۀ اجتماعی متخصصان ایران و مقاومت محمد سلیمانی‌نیا

Thursday, April 12, 2012

محمد سلیمانی نیا

پس از سه ماه نگهداری محمد سلیمانی‌نیا در بند ۲۰۹ زندان اوین مشخص شد مقاومت محمد سلیمانی‌نیا در برابر اصرار وزارت اطلاعات برای در اختیار گرفتن سرور سایت شبکۀ اجتماعی متخصصان ایران (U24) منجر به بازداشت او شده بود.  سلیمانی نیا که دست به اعتصاب غذای نامحدود زده، نخستین مؤسس اینترنت خصوصی در ایران، طراح و میزبان نزدیک به ۴۰ سایت اینترنتی و مترجم کتاب «عطر سنبل؛ عطر کاج» است.

سازمان گزارشگران بدون مرز، امروز با انتشار اطلاعیه‌ای از محمد سلیمانی نیا به عنوان «یکی از قربانیان اینترنت ملی» یاد کرد.
گزارشگران بدون مرز نوشته است: «این متخصص اینترنت از سوی وزارت اطلاعات برای همکاری با طرح راه اندازی اینترنت ملی زیر فشار قرار دارد و در هفته‌های پیش از بازداشت، بارها از سوی وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود تا مهار سایت‌هایی را که میزبانی می‌کرد به ماموران امنیتی بسپارد.»

به دنبال مقاومت سلیمانی‌نیا در برابر این خواسته، وزارت اطلاعات روز ۲۰ دی ماه سال گذشته او را به صورت مخفیانه بازداشت کرد و نزدیک به دو ماه هیچ کس از محل نگهداری او اطلاعی نداشت
زمانی که فشار بازجویان برای در اختیار گرفتن سرور سایت شبکۀ اجتماعی متخصصان ایران (یو ۲۴) به نتیجه نرسید، او را وادار کردند سایت را به طور کامل از دسترس خارج کند 
.
پس از گذشت نزدیک به دو ماه سلیمانی‌نیا در اعتراض به شرایط نامعلوم، طولانی شدن دوران انفرادی، قطع هر گونه ارتباط او با دنیای خارج از زندان و فشارهای احتمالی دست به اعتصاب غذا زده بود
از آنجا که شرایط جسمانی سلیمانی‌نیا تحمل اعتصاب را نداشته گویا مسئولان پروندۀ او با انتقالش به سلول‌های چندنفرۀ ۲۰۹ موافقت می‌کنند
مسئولان پروندۀ سلمیانی‌نیا بار‌ها به خانوادۀ او برای ملاقات با فرزندشان وعده داده بودند اما هر بار این وعده‌ها انکار می‌شد
بالاخره تلاش خانوادۀ این زندانی برای ملاقات با او به چند تماس تلفنی و ملاقات‌های کابینی محدود و با نظارت بازجویان پرونده ختم شد
قاضی بیگی، یکی از مسئولان پروندۀ سلیمانی‌نیا در شعبۀ ۱۴ دادسرای ناحیه ۲۸ تهران به جای رسیدگی به پروندۀ او، در تازه‌ترین واکنش به اعتصاب غذای نامحدود این زندانی، از او خواسته‌ است تا برخلاف واقعیت، به صورت کتبی بنویسد امکان تهیه وثیقه را ندارد تا به این وسیله بتوانند همچنان او را در بازداشت نگاه دارند.
گفته می‌شود تلاش وزارت اطلاعات برای در اختیار گرفتن شبکۀ اجتماعی متخصصان ایران و دیگر سایت‌های طراحی شده به وسیلۀ محمد سلیمانی‌نیا به طور غیرمستقیم بخشی از پروژه راه‌اندازی اینترنت ملی است. 
در حالی که تیم بازجویان سلیمانی‌نیا نتوانسته اند تا این لحظه هیچ جرم مشخصی برای او در نظر بگیرند به تازگی او را وادار کرده اند تا در مورد سایت های مختلفی که هیچ ارتباطی به او ندارند، توضیح دهد. 
شبکه اجتماعی یو ۲۴ از اردیبهشت ۱۳۸۶ برای ارتباط میان متخصصان ایرانی به وسیلۀ محمد سلیمانی‌نیا طراحی و راه‌اندازی شده بود، این شبکه (http://U24.ir) که نزدیک به ۶۰ هزار کاربر در آن عضو بودند، شبکه‌ای برای ارتباطات شغلی بود که هرگز محتوای سیاسی نداشت
سایت یو ۲۴ به محلی برای کاریابی بسیاری از متخصصان حوزه های مختلف تبدیل شده بود، که در آن اعضا می‌توانستند ضمن تشریح توانایی‌های حرفه‌ای خود به مواردی از جمله انتشار آگهی برای یافتن نیروی کار متخصص در حرفه‌های مورد نظر بپردازند. 
بازجویان و مسئولان پروندۀ محمد سلیمانی نیا در حالی او را با اعمال فشار و زور وادار به متوقف کردن فعالیت سایت شبکۀ اجتماعی متخصصان ایران کرده‌اند که کاربران متخصص ایرانی در ابعاد میلیونی اطلاعات تخصصی و حرفه‌ای خود را در سایت‌های متعددی از جمله فیس بوک و ده‌ها سایت مشابه منتشر می‌کنند
شبکه‌های ارتباط شغلی یا professional networking در تمام کشورهای دنیا رایج هستند و اطلاعات درج شده در یو ۲۴ شامل نام و شغل و عکس کاربرانی است که خواسته‌اند به صورت عمومی منتشر شود تا با افراد مرتبط دیگر ارتباط کاری برقرار کنند و هیچ اطلاعات محرمانه‌ای در آن وجود نداشت.  در مورد نمونه‌های خارجی یو۲۴ می‌توان به سایت linkedin اشاره کرد
در حال حاضر تلاش آن دسته از نهادهای نظامی و امنیتی که مأموریت یافته اند پروژۀ اینترنت ملی را از ابعاد مختلف حمایت کنند به صورت اعمال فشار غیرقانونی برای به گروگان گرفتن سایت‌های اینترنتی و یا بازداشت نخبگان حوزۀ فناوری اطلاعات تجلی یافته است
تسلط و اشراف اطلاعاتی دستگاه امنیتی کشور در فضای اینترنت یکی دیگر از دغدغه‌هایی است که به جای تولید پروژه های مبتکرانۀ اینترنتی در قالب بازداشت نخبگان این عرصه بروز و ظهور یافته است.  
اکنون در حالی محمد سلیمانی‌نیا به عنوان یکی از کارآفرینان برجستۀ حوزۀ فناوری اطلاعات در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد که رهبر ایران سال جدید را سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» نام گذاری کرده است
محمد سلیمانی‌نیا، که نخستین سایت فروش کتاب را در ایران راه اندازی کرد یکی از پیشگامان طراحی وب و جزو برجسته ترین طراحان وب در ایران است. 
او همچنین مترجم کتاب «عطر سنبل؛ عطر کاج» نوشتۀ فیروزه جزایری دوما است که یکی از پرفروش‌ترین آثار داستانی در سال های گذشته به شما می‌آید.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

گزارش تصویری از تجمع کُردها در پاریس برای اعتراض به کشتار غیرنظامیان

Tuesday, August 23, 2011

جمعی از کُردهای ترکیه در اعتراض به کشتار غیرنظامیان کُرد در جریان حملات ترکیه و ایران، امروز در نزدیکی سفارت ترکیه تجمع کردند.
این تجمع اعتراضی امروز 23 اوت در تقاطع خیابان آنکارا و کندی با فاصله از سفارت ترکیه برگزار شد. پلیس به معترضان اجازه نداد این تجمع را در مقابل سفارت ترکیه برگزار کنند.
برگزاری کنندگان و جمعیت اصلی شرکت‌کنندگان از آنِ کُردهای ترکیه بود. کُردهای ایرانی و عراقی در این تجمع حضوری انگشت‌شمار داشتند؛ که البته علتی جز اطلاع‌رسانی ضعیف و دیرهنگام برگزارکنندگان نداشت.

(برای دیدن عکس‌ها در ابعاد بزرگ‌تر روی آن‌ها کلیک کنید)















Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

من خونریزی داخلی دارم؛ ضربه‌ام مغزی است

Saturday, July 09, 2011


در زندگی زخم‌هایی هست که نباید گذاشت کهنه شوند. باید از آن‌ها مراقبت کرد. باید آن‌ها را تازه نگه داشت. به آن‌ها رسید. مراقبشان بود. تا هیچ وقت خونشان بند نیاید.
ضربه مغزی بود. من خونریزی دارم.


شاید این زن می‌تواند جایی دورتر، همان زنی باشد که خم شده تا قبر شوهرش را بشوید.
گفتی: «بار دوم که از اتاق عمل بیرون آمد، روی چشم‌هایش چسبِ زخم زده بودند. دست راستش را قطع کرده بودند. شاید اگر به هوش می‌آمد و می‌دید دست ندارد شوکه می‌شد...»
اما دفعۀ بعد که از اتاق عمل بیرون آمد چسبی روی چشم‌هایش نبود. صاف رفت سردخانه...
تو بالا می‌آوردی و دهانت طعم مرگ گرفته بود.
از من دلخور نباش که بعد از این همه سال مثل این زن خم شده‌ام روی زخمت، آن را می‌شویم، تازه‌اش می کنم و رویش نمک می‌پاشم. شاید هم اشتباه می‌کنم و این من بود‌ه‌ام که این همه سال در این خونریزی تو را تنها گذاشتم.
حالا این قدر کلمات برای ورق زدنِ آن اتفاق، غبار گرفته‌اند که نه در دهان من می‌چرخند و نه در دهان تو. شاید، باید به سُنتِ همیشگی میان من و تو، این خونریزی را در سکوت ادامه می‌دادیم. شاید هم هرگز این سطرها به تو نرسند و مسافر این «ایستگاه» نباشی، اما حق بده بعد از این همه سال دنبال راهی بگردم که شانه‌ات را تکان بدهم و از نگاهت بفهمم هنوز درد داری؛ هنوز خونریزی داری.
این جوری من و تو برای نفس کشیدن متقاعد کننده‌تر به نظر می‌رسیم.
این زخم را باید تازه نگه داشت. من و تو به این خونریزی احتیاج داریم. 

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

فرمولِ مدیریتِ خبرِ شهادت هاله سحابی در سایت‌های داخلی

Wednesday, June 01, 2011



وقتی یکی (هاله سحابی) شهید/کشته می‌شود و از قضا قاتل جزو سربازانِ بدنامِ امام زمان است، خبرگزاری‌های رسمی نظیر فارس و ایرنا تا چند ساعت سکوت می کنند. در این فاصله سایت‌های کوچک و غیررسمی نظیر رجا، جهان، بولتن‌نیوز و... که مسئولیت خبری آن‌ها برای افکار عمومی تعریف نشده است وظیفۀ جعل و تحریف حقیقت را به عهده می‌گیرند.
و خبرهای از پیش ساخته شده‌ای با این محتوا می‌سازند: دستگيري دو نفر با سه بمب دستي و كلت كمري در حاشيه تشييع سحابي


معمولا چند ساعتِ بعد فارس و ایرنا هم نطق‌شان باز می‌شود. اما این ترتیب و توالی در بزنگاه‌هایی تغییر می‌کند. مثلا هیچ وقت قرار نیست خبر دستگیری کسی چون ریگی، یا ربوده شدن یک دیپلمات ایرانی ابتدا از یک سایتِ دستِ چندمِ اصولگرا بیرون بزند.


اگر همین حالا (ساعت 12) سری به فارس و ایرنا بزنید خبری  از کشته شدنِ هاله سحابی نمی‌بینید.  مگر این معجون که دقایقی بعد از آستینِ فارس درآمد. 
آیا این دو خبرگزاری نسبت به سایت‌های نیم‌بندی چون «جهان»، «رجا» و «بولتن نیوز» نیروی خبری کافی ندارند؟
فرمول مدیریتِ اخبارِی از جمله شهادتِ صانع ژاله و یا هاله سحابی در رسانه‌های داخلی، فرمول قابل مطالعه‌ای ست که به مدیریتِ نظامی-اطلاعاتی بر این رسانه‌ها دلالت دارد، نه مدیریتِ رسانه ای.
گاه مدیر و خبرنگار همین سایت‌های رجا، جهان، بولتن و... از قضا شیفت اصلی کارشان را در فارس و ایرنا و مهر مشغول به کارند. عجیب نیست که چرا خبر کشته شدنِ هاله سحابی، به جای این که از شیفت کاری اصلی‌شان (بخوانید همان فارس و ایرنا) سر بیرون بیاورد، به سایت‌هایی راه می‌کِشد که مسئولیت خبری آن‌ها چندان رسمی نیست.
آن‌ها در این بزنگاه‌ها حکم پیش قراولانی را دارند که برای کاستنِ خطای رسانه‌های بزرگتر به میدانِ مینِ خبر می‌روند. مسیر را آماده می‌کنند، خطاها و سوراخ‌های خبر را در مواجهه با مخاطب می‌سنجند. آتش تهیه را می‌ریزند. هزینۀ عقب‌نشینی در خبر را برای مواقع ضروری به جان می‌خرند و بعد بزرگ‌ترهایشان هم (فارس و ایرنا) به صف می‌شوند تا با کمترین هزینه و آسیب وارد معرکه شوند.
یک نکتۀ دیگر هم در این ترتیب و توالی وجود دارد: رسانه‌های رسمی و بزرگی مانند فارس و ایرنا ترجیح می‌دهند در این زمینه، خود نقشِ ناشرِ خبرِ اردوگاه رقیب را بازی نکنند و به مخاطبانِ خبر نیفزایند. اما وقتی می‌بینند خبر سر از تلویزیون‌های ماهواره‌ای و اطراف و اکناف جهان درآورده، در مقام تکذیب و جعل روایت قلم‌رنجه می‌کنند. و از قضا همان دلیلِ روشنِ شکست و بی اعتباری شان است. و از قضا همیشه دیر است.
این مطلب هم خواندنی است.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

افشای ارتباط احمدی‌نژاد و مشایی با جن‌گیرها و مرتاضان در سال 1387

Sunday, May 15, 2011

خبر ارتباط احمدی‌نژاد، مشایی و برخی از هوادانشان با جن‌گیر‌ها، رمالان و مرتاض‌ها خبر تازه‌ای نیست. دست کم سه سال از عمر انتشار این خبر می‌گذرد.
اگر چه برای رسانه‌ها و فضای عمومی اینترنت چنان به نظر می‌رسد که ارتباط احمدی‌نژاد، مشایی و حلقۀ ارتباطی نخست ایشان با جن‌گیر‌ها و مرتاضان هندی خبری تازه است اما این خبر نزدیک به پنج سال پیش در محافل غیررسمی و سه سال پیش در وبلاگِ چریک آنلاین و چند منبع خبری غیررسمی و اندک انتشار یافت.
در آن سال‌ها من وبلاگ چریک آنلاین را بدون ذکر نام خود، به روز می‌کردم. تا آنکه در آگوست ۲۰۱۰ ناگزیر بنا به دلایلی مجبور شدم به طور رسمی اعلام کنم این وبلاگ از آن من بوده است.
 اثبات برخی خبرهای این وبلاگ‌، گاه ماه‌ها و‌گاه چند سال به طول انجامیده و برخی هنوز هم به اثبات نرسیده است. فضای عمومی رسانه‌ها و افکار عمومی در مقابل این اخبار ابتدا مقاومت می‌کردند؛ اما به دنبال اثبات و یا انتشار عمومی خبر، یک باره خود به عنوان ناشرِ آن، وارد مسابقۀ بازنشرِ خبر می‌شدند.
البته این کمترین و قابل تحمل‌ترین واکنشی است که «منابع سیاه» از سوی مخاطب خود خواهند دید. «منابع سیاه» ناگزیرند برای انتشار اخباری از این دست در پوشش نامی مستعار سنگر بگیرند. کاملا هم طبیعی است. به جامعه و مخاطبان چنین اخباری هم باید برای مقاومت در مقابل پذیرشِ این اخبار حق داد.
این طبیعی‌ترین و مرسوم‌ترین فضای روزنامه نگاری زیرزمینی است. باید واکنش‌هایی نظیر تمسخر، توهین و... را به عنوان طبیعی‌ترین حق مخاطبِ خود بپذیرید و صبر و تحملی طولانی داشته باشید.
سال گذشته نیز در نگارش سومین بخش از بازخوانیِ کودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸ که البته نه در وبلاگ، بلکه در دو سایت رسمی و معتبر (یک، دو) انجام می‌شد. با انتشار بخش سوم موافقت نشد و تنها بخش اول و دوم منتشر شدند. 
در بخش سوم به مواردی از جمله احتمال تمایلات فراماسونری و ارتباط احمدی‌نژاد و تیمش با محافل اندیشه ایِ مرموز اشاره کرده بودم که امروز نقل همه محافل خبری است. اما آن زمان به نظر مسخره می‌رسید و اجازۀ انتشار نیافت.
از جدی بودنِ مکتبِ اعتقادیِ محمود احمدی‌نژاد و یارانش نوشته بودم که یک رویِ سکۀ آن قالب کردنِ دولت محمود احمدی‌نژاد به عنوان دولت امام زمان بود و روی دیگرش، احتمالِ ارتباط او با محافلِ فراماسونری و لابی‌های یهودی.
از دو کتابی نوشته بودم که به موازات هم سعی داشتند محمود احمدی‌نژاد را فرماندهٔ لشگر امام زمان جا بزنند و اهمیتش. حالا نزدیک به سه ماه است که نهاد امنیتی کشور مشغول بازداشتِ کسانی است که در ساخت پروژۀ مستند ظهور و محتوای همان دو کتاب مشارکت کرده بودند.
اما واکنشِ سردبیر و مشاورانی که برای بازخوانی کودتا مرا یاری می‌کردند چنان منتقدانه بود (البته به یقین از روی خیرخواهی و دوراندیشی) که واقعا احساس کردم زیادی در سوژه غرق شده‌ام؛ قاطی کرده‌ام و دارم مهمل می‌بافم.
حالا شب و روز از ریز و درشت‌ترین تلویزیون‌ها و رسانه‌های رسمی و غیر رسمی دارند راجع به نقش جن و پری و رمال و ساحر و جادوگر در تصمیم گیری‌های دولت حرف می‌زنند و هیچ کس هم نمی‌خندد: اپیدمیِ باورِ عمومی.
حرجی بر هیچ یک از ما نیست. روزنامه نگاریِ افشاگرانه پا به مرزهایی می‌گذارد که‌گاه دقیقا استانداردهای همین حرفه در مقابلش می‌ایستند. اما اگر بنا را بر استانداردهایِ روزمره و خشک و بی‌روحی بگذاریم که‌گاه نه مدافعِ حقیقت، که قاتل حقیقت‌اند، آن وقت باید نقشِ روزنامه نگار و یک مورخ را برابر بدانیم از طرفی هم اگر قرار باشد هر کسی هم با اجتهاد شخصیِ خود از این استانداردها عبور کند آنگاه دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. 
القصه، حالا دیگر نزدیک به یک سال است که به علت افشای هویت من به عنوان نگارنده وبلاگ چریک‌آنلاین از به روز کردن آن خودداری می‌کنم. اما این راه از مسیری دیگر ادامه یافته؛ ادامه خواهد یافت.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed